ما آدم‌ها از وقتی که پا روی زمین گذاشته‌ایم، تخریب و به فنادادنش را هم آغاز کردیم. هر کشفِ کوچکی که انسان بهش دست یافته، یک آسیبِ جدی به طبیعت وارد کرده و حالا بعد از گذشتِ قرن‌ها، بعضی از این چیزها جوری به زندگی‌ ما گره خورده‌اند که ترک‌کردنِ بعضی‌هاشان برایمان غیرممکن به نظر می‌رسد. 

اما با این وجود، راه‌های زیادی هستند که ما می‌توانیم برویم، کارهایی زیادی هستند که ما می‌توانیم انجام دهیم و ضررهای بی‌شماری هستند که ما می‌توانیم نرسانیم! 

پیجِ zerowaste_trainee یک صفحه‌ی کارآموزیِ حسابی به‌دردبخور است که شخصی با پشتکار و فعال اداره‌اش می‌کند. یک عالمه‌ راهکارهای جدید و هیجان‌انگیز برای اینکه چطور زباله، پلاستیک و پدرِ زمین را در آوردن را صفر، یا حداقل کمتر کنیم. 

اگر سعی کنید با او همراه شوید و تمریناتش را انجام دهید، به جز اینکه واقعاً کارِ مفیدی انجام می‌دهید، احساسِ مفیدبودن و آدمِ خفن‌بودن چنان یقه‌تان را می‌چسبد که شاید ساعت‌ها قربان‌صدقه‌ی خودتان هم بروید. 

وقت‌هایی که به فروشگاه می‌روم و به فروشنده می‌گویم «کیسه نمی‌خوام ممنون» و کیسه‌ی پارچه‌ای‌ام را از کیفم درمی‌آورم، و اگر کسی سوالی ازم بپرسد می‌توانم برایش درباره‌ی اینکه کیسه‌های پلاستیکی چه بلایی به سرِ زیستگاهمان آورده‌اند حرف بزنم، به اندازه‌ی خواندنِ یک کتابِ خوب کیف می‌کنم.

وقت‌های که لقمه‌ و میوه‌ام را توی کیسه نمی‌برم دانشگاه و آنجا ظرفِ مخصوصم را باز می‌کنم و فکر می‌کنم دوتا کیسه کمتر توی سطل رفته‌اند، احساس می‌کنم رفته‌ام فضا و زمین را محکم بغل کرده‌ام.

اینکه هربار یک لیوان پلاستیکی برنمی‌دارم و قمقمه‌ی شخصیِِ خودم را دارم، باعث می‌شود هربار که آب می‌نوشم، به معنای کلمه گوارای وجودم باشد.

یا هزارتا مثالِ دیگر که شما حوصله‌ی خواندنش را ندارید و من هم دیروز کلاس تربیت بدنی داشتم و صدقه‌سرِ شنا سوئدی کتف و شانه‌ام دارد از جا درمی‌آید و انرژیِ تایپ‌کردنش را ندارم. اما می‌توانید بروید و صفحه‌ی نامبرده را فالو کنید و از آنجا به یک عالمه صفحه‌ی دیگر و هشتگ‌های متنوع برسید و ببینید در جهان چطور دارند سعی می‌کنند که با زباله مبارزه کنند و یک قدم کوچک برای حفظ زمین بردارند.


+قبلش این تمرینِ با خوشی‌های کوچک عاشقِ خودمان شویم را انجام بدهید. بعد هی نگویید خب حالا که چی. :|